گروه سیاسی«سراج24»: دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نوشهر و مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران را شاید بتوان یکی از بهترین مکانها برای پیام فرمانده معظم کل قوا به عربستان سعودی دانست. پیامی که در برابر عدم پاسخگویی و موذی گری ریاض در قبال کشته شدگان فاجعه منا صادر شد. حضرت آیت الله خامنه ای پس از عدم مسئولیت پذیری عربستان سعودی در قبال کشته شدگان و عدم همکاری با مسئولین ایرانی فرمودند: در این موضوع، دولت عربستان به وظایف خود عمل نمی کند و در برخی موارد نیز موذی گری انجام می دهد.
ایشان با بیان اینکه "جمهوری اسلامی ایران تاکنون از خود خویشتنداری نشان داده و رعایت ادب اسلامی و حرمت برادری در دنیای اسلام را کرده است اما این را بدانند که دست ایران، برتر از خیلی ها است و امکانات بیشتری هم دارد" افزودند: {جمهوری اسلامی} اگر بخواهد در مقابل عناصر اذیت کننده و موذی عکس العمل نشان دهد، اوضاع آنها خوب نخواهد بود و در هیچ صحنه هماوردی، حریف نخواهند شد."
حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه عکس العمل ایران اسلامی خشن و سخت خواهد بود، خاطر نشان کردند: در دوران هشت سال دفاع مقدس، قدرت های شرق و غرب و کشورهای اطراف از یک عنصر خبیث و فاسد حمایت کردند اما سرانجام همه آنها سیلی خوردند و بر همین اساس، ایران را می شناسند و اگر هم نمی شناسند، الان بشناسند.
پس از این واکنش محکم مقام معظم رهبری، عربستان سعودی که حاضر به همکاری با مسئولین ایرانی نبود، در یک عقب نشینی آشکار به ناگاه رفتارش تغییر کرد و توافقاتی با مسئولان ایرانی انجام دادند. آنها در دیدار وزیر بهداشت نیز از سوی پادشاه عربستان به رهبر معظم انقلاب تسلیت گفتند و تاکید کردند که ابدان مطهر هیچ یک از جانباختگان حادثه منا را در مکه دفن نخواهند کرد و آنان را به تهران منتقل خواهند کرد.
اما این اولین موضع محکم مقام معظم رهبری نبود که با عقب نشینی طرف مقابل همراه شده است. بسیار اتفاق افتاده که پس از مواضع صریح مقام معظم رهبری، طرف مقابل -چه داخلی و چه خارجی- ناچار به عقب نشینی از مواضع خود شده است.
برای رهبر معظم انقلاب اسلامی دانشگاه علوم دریایی یا حسینیه امام خمینی(ره) فرقی نمی کند و ایشان در مواقع لزوم، صریح و قاطع پاسخ دشمنی های دشمن را می دهند. صرف نظر از هشدارهای ایشان به تهدیدات نظامی علیه ایران و پاسخ دندان شکن تهران به این حملات،که تا کنون نیز هیچ کشوری جرات تعدی به مرزهای کشورمان را نداشته است، در پرونده هسته ای ایران اگر ایستادگی های معظم له و تعیین خطوط قرمز توسط ایشان نبود، علاوه بر شبح تهدید که در مذاکرات علیه کشورمان وجود داشت، بسیاری از قابلیت های هسته ای خودمان را از دست می دادیم. ایشان درخصوص محدودیت های بلندمدت فرموده اند " ما برخلاف اصرار امریکاییها محدودیتهای بلند مدت ۱۰، ۱۲ ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به هیئت مذاکره کننده گفتهایم. در طول سالهای محدودیت هم باید تحقیق و توسعه ادامه داشته باشد. آنها میگویند در مدت ۱۲ سال هیچ کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است."
درخصوص رفع تحریم ها نیز که طرف غربی لغو شدن آن را منوط به اقداماتی از سوی ایران پیوند زده بودند، ایشان صریحا واکنش شنان دادند تا طرف غربی از این مطالبه نیز کوتاه بیاید: "تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره امریکا و چه دولت امریکا باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریمها هم در فواصل معقول برداشته شود. لغو تحریمها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود، نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریمها لغو شود، ما این مسئله را مطلقاً قبول نداریم. اجرائیات لغو تحریمها باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد."
* دستور به توقف عقب نشینی در پرونده هسته ای
پیشتر و در دوران اصلاحات و کرنش مسئولین ایرانی در مقابل طرف غرب و تداوم روند مطالبه گری آنان، رهبر معظم انقلاب وارد میدان شدند و به مسئولین ایرانی انذار دادند و خواستار تداوم برنامه هسته ای کشورمان شدند.
در مقطع زمانی اوایل سال 84 و پس از توافقنامههایی که در پاریس و بروکسل بین طرف ایرانی و اروپایی امضا شد، دولتهای اروپایی جدیت زیادی برای اجرای تعهداتی که بر عهده داشتند، نشان ندادند و به دنبال تلف کردن وقت تا معلوم شدن تکلیف انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شدند. در همین زمان، روحانی بهعنوان مسئول تیم مذاکراتی طرحی چهارمرحلهای تهیه کرده بود که با عکسالعمل جالب مسئولان اروپایی روبرو شد؛ اروپاییها در جواب این طرح، اقدام به طراحی 100 سؤال در این باره کردند و با این اقدام به دنبال اتلاف وقت بودند. این اتفاقات و اتلاف وقت غربیها باعث شد که مقام معظم رهبری تصمیم به راهاندازی مجدد UCF اصفهان گرفتند. مقام معظم رهبری دو سال بعد در دیدار با دانشجویان دانشگاههای یزد درباره جلوگیری از این عقبنشینیهای دولت هشتم فرمودند: «در مسئله هستهای، آمریکاییها تا همین چند ماه پیش اصرار، اصرار که باید ایران بهکلی همه فعالیتهای هستهای را کنار بگذارد؛ یعنی، مثل آن کاری که با لیبی کردند؛ تهاش را جارو کند، تقدیم کند به آنها؛ بهکلی اعلام انصراف کند. اخیراً وضع بهجایی رسیده که گفتند ایران در همین حدّی که هست، توقّف کند. ببینید فاصله اینها خیلی زیاد است. یک روزی حاضر نبودند پنج سانتریفیوژ را تحمّل کنند. مسئولین مذاکره با اروپا حاضرشده بودند 20 تا سانتریفیوژ را نگهدارند، آنها گفته بودند، نمیشود؛ گفته بودند لااقل پنجتا، گفته بودند نمیشود. اگر میگفتند یکی، بازهم میگفتند نمیشود! امروز 3000 تا «سانتریفیوژ» دارد کار میکند، مبالغ زیادی هم آماده کار گذاشتن است. میگویند در همین حدّ متوقف شوید. این هم یکی از ناکامیهای آمریکاست. این فرایند عقبنشینی البتّه برای ما یک فایدهای هم داشت: اینکه خودمان هم وعدهها و حرفهای رقبای غربی و اروپایی را تجربه کردیم و هم افکار عمومی دنیا تجربه کرد. لکن عقبنشینی بود دیگر ...
من همان وقت در جلسه مسئولین گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه پیدرپی ادامه بدهند، من خودم وارد میدان میشوم. همین کار را هم کردم. بنده گفتم که این روند عقبنشینی باید متوقف و تبدیل شود به روند پیشروی و اولین قدمش هم باید در آن دولتی انجام بگیرد که این عقبنشینی در آن دولت انجام گرفت و همین کار هم شد.»
پس از توقف این روند عقب نشینی بود که طرف غربی با برنامه هسته ای ایران کنار امد و خواستار عدم توسعه آن و ادامه فعالیت در همین سطح شد اما نظام اسلامی بدین نتیجه رسید که برای دست برتر داشتن، بایستی این روند را توسعه بدهد و چنین نیز کرد.
*میکونوس و تحقیر غربی ها
پنجشنبه 26 شهریور ماه 1371، حادثهای در یک رستوران یونانی به نام میکونوس در منطقه «ویلمرسدورف» برلین رخ داد که تأثیر زیادی در روابط ایران و اتحادیه اروپا بر جای گذاشت. بر اثر حمله افراد مسلح به این رستوران، 4 تن کشته شدند. بعد از این حادثه رسانههای غربی در پی آن بودند تا جمهوری اسلامی را به عنوان مسئول این ترورها معرفی کنند. جریان دادگاه بررسی این جنایت که چندین سال به طول انجامید، با صحنهگردانی آمریکا و صهیونیستها و شهادتهای ساختگی نیروهای اپوزیسیون و سلطنتطلبان خارج نشین، به گونهای پیش رفت که دادگاه، اتهاماتی را متوجه مقامات جمهوری اسلامی ساخت و بر ضد بعضی از آنها احکامی نیز صادر کرد.
بعد از این اقدام دادگاه، کشورهای اروپایی در اقدامی نسنجیده و شتابزده سفرای خود را از تهران فراخواندند تا به زعم خود، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند و جایگاه ایران را در صحنه بینالمللی خدشهدار کنند.
هنوز سفرا در خانههای وطنیشان جاگیر نشده و رخت سفر درنیاورده بودند که صدای سیلیای بلند شد که هنوز خاطرهاش در یاد اروپا مانده است. رهبر انقلاب در دیدار با معلمان و کارگران پاسخ این اقدام غربی ها را دادند:« در مرحلهى اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتى نباید راه بدهند که به ایران بیاید. بقیه هم که مىخواهند به عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتىجویانه برگردند، مانعى ندارد. خودشان رفتهاند، خودشان هم برمىگردند. دیدند که رفتنشان هیچ اهمیتى ندارد. اینها مىخواهند برگردند، مانعى ندارد؛ اما در رفتن سفراى ایران به کشورهاى آنها، هیچ عجلهاى نباید بشود. باید سرِ صبر و فرصت ببینند چه چیزى مصلحت است؛ هر چه که عزّت اسلامى اقتضا مىکند، همانطور که همیشه گفتهایم، همانگونه عمل کنند».
مدتی بعد اما سفرای کشورهای اروپایی که خود از ایران رفته بودند، یکی پس از دیگری به کشورمان بازگشنند. البته سفیر آلمان اجازه بازگشت پیدا نکرد و در آخر پس از گذشت مدتی، به وی اجازه بازگشت به تهران داده شد تا پاسخ محکم رهبر معظم انقلاب را دریافت کرده باشند.
رهبر معظم انقلاب، سالها پس از این اتفاق، در دیدار با مسئولان نظام، به این واقعه اشاره کردند و گفتند: «در دورهای دیگر، رابطه با یک دولت اروپایی به ظاهر خوب بود و آن دولت از ایران تجلیل میکرد اما همان دولت اروپایی، در جریان داستان رستوران میکونوس، تشکیل دادگاه داد و کشورهای اروپایی سفرای خود را از تهران فراخواندند و به خیال خود خواستند سیلی سختی بزنند اما از همین حسینیه پاسخ خود را با سیلی سختتری دریافت کردند.»
* فتنه 88 و حفظ نظام اسلامی
پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، فضای سیاسی کشور دچار التهاباتی شد و نامزد شکست خورده انتخابات که فاصله 11 میلیونی وی باعث شکستش شده بود، مدعی تقلب در انتخابات شد و مردم را به راهپیمایی خیابانی دعوت کرد. از 22 خرداد 88 تا 29 خرداد ماه این تجمعات ادامه داشت و بسیاری از مسئولین نظام نیز در موضع صحیح در برابر این تحرکات، مذبذب بودند و یکی به نعل و یکی به میخ می زدند. در چنین شرایطی سران فتنه به دنبال ابطال انتخابات بودند، اما مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه پاسخ این زیاده خواهی را دادند و فرمودند " ین را هر کسی که دستاندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأی، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جوری تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شورای محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برندهاند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد."
اگرچه سران فتنه پس از این بیانات بر مواضع خود پافشاری کردند ولیکن شخصیت های سیاسی کشور که برخی با نامزدهای شکست خورده انتخابات به جهت دشمنی با احمدی نژاد همراهی می کردند، از این قضیه منفک شدند و بسیاری از بدنه اجتماعی سران فتنه فروریخت و کار تا جایی ادامه یافت که منافقین و بهائیان محوریت فتنه 88 را به دست گرفتند و در نهایت نیز با روشنگری های مقام معظم رهبری، مردم بساط سران فتنه را در هم پیچیدند.



